تو از دیدن من خوشحال شدی...
تو این غریبستون....
چه با نمک...
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 19:44
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:02
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:02
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:02
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:02
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:02
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 11:08
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 9:03
به هر چی که چنگ زدم تا دلیلی بشه برای موندن...برای دل بستن....پوچ از کار در اومد....
ادما اومدن که برن....موقعیتا...مکانها....داده شدن برای پس گرفته شدن....
بی این که حتی ذره ای قدرت و تسلط و کنترل داشته باشی بر اونها...
میشه تموم شد برای همیشه....توی همین روزا....
وقتی که نه تو اوجی و نه توی حضیض....
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 9:03
اگه دست خودم بود...هزار بار هزار تا چیز رو ول کرده بودم و برگشته بودم عقب....
اما همیشه فک میکنم من اصلا از روی پل نیومدم که...
من همیشه از رو دره های بزرگ به امید بهشت های دور پریده بودم...به سختی...به شوق...
یه وقتایی برگشتن یعنی دوباره پریدن از روی همون دره ی عمیق...
یعنی هراس نابودی....
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 22:24